خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۳/۸/٢٧

بسم رب المنتظر

زین العابدین

حضرت سجاد علیه السلام دعایی در افشای جنایات اهل شام یعنی یزید و تبار او دارد. در ضمن آن، برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام دعا کرده و می‌گوید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۳/۸/٢٥

بسم رب المنتظر

سوره نور، سوره ای است که مباحث آن عمدتاً پیرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده می باشد.

دقت در مفاهیم الفاظ این سوره، پرده از برخی از اسرار و زیبائی های ارتباط تنگاتنگ این سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدویت و سبک زندگی مهدوی بر می دارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۳/۸/٢٠

بسم رب المنتظر

وصیت نامه شهید حسین هادی

شهادت

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج) و نایب برحقش روح الله خمینی ... و با درود و سلام به شهدای راه اسلام و قرآن و خانواده ی معظم آنها.

ای خدای بزرگ، از تو طلب مغفرت دارم. ای خدای دلها و جانها و مکانها توبه ی مرا بپذیرد. پروردگارا آیا خودت نگفتی ادعونی استجب لکم من هم به این فرموده ی تو لبیک گفته و با سیه رویی دست به دعای عاجزانه برداشته ام به امید استجابت تو انشاء الله - خدا سخن از جهاد بود می گفتند جبهه ی دانشگاه است. آری اینجا دانشگاه شناخت و معرفت توست.

پس بنا به فرموده ی تو و رهبر تو به میدان آمده ایم تا به تو نزدیکتر شویم. خدایا خداوندا واقعاً محتاج بخشش هستیم.

پس از تو می خواهم به بدن پاره ی حسینت به علی اکبر و قاسم و 72 یار باوفای امام مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب.

پدر و مادر عزیزم، اگر من شهید شدم بدانید خدا خواسته. آیا کشور مسلمانی که همه چیزش مورد حمله ی دشمنان اسلام قرار گرفته می شود بدون دفاع گذاشت تا دشمن به ناموس و خاک کشورمان تجاوز کند؛ این وظیفه ی شرعی است که چه امام باشد و نباشد بر عهده ی ماست! این دفاع را انجام دهیم. در ضمن شهادت فوز عظیمی است که نصیب هرکس نمی شود و شما باید افتخار کنید.

خواهرم! تو با حجاب خود، حجابی که پای آن خون شهدای فراوانی ریخته شده باز ادامه دهنده ی راه تمام شهداء از جمله این بنده ی حقیر خدا باش.

65/12/10

نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۳/۸/۱٥

بسم رب المنتظر

بی بی زینب(ع)

امروز را در کلاس عشق به آموختن نشسته ایم تا از آموزگار عشق، زینب کبری علیهاالسلام، درس معرفت بیاموزیم. امروز آمده ایم تا مقام رضا و صبر را در آینه وجودش ببینیم و بیاموزیم که رضا به خواست خدا یعنی از عزیزترین ها دست کشیدن و در برابر معبود به شکرانه سر تسلیم ساییدن؛ یعنی آرامش شب را در راز و نیاز با معبود جستن و از آرام و قرار دنیوی گریختن؛ یعنی بر گلوی برادر بوسه زدن و برای خدا از او دل کندن؛ یعنی لحظه لحظه عمر را با رنج ها و مصیبت ها گذراندن و در ژرفای دل شکرگذار خدا بودن.

زینب علیهاالسلام معلم عشق و عرفان بود آموزگار معرفت و کمال. عشق او به ولایت، و اطاعت محض او از امام و ولیّ آنی از دل پرمهر و داغدیده اش بیرون نرفت و قدم به قدم با رنج ها پیش رفت. هنوز دیرزمانی از رحلت جان سوز جد بزرگوارش و خاطره تلخ آن نمی گذشت که مظلومیت پدر به دلش آتش زد و مادر در اوج مظلومیت ترکش گفت. هنوز خون سرخ فرق شکافته پدر از محراب پاک نشده بود که برادر به جنگ خوانده شد و چندی بعد تیرهای بلا بدن بی جان برادر را نشانه گرفت و در پی همه دردها، اندوه بی پایان حادثه عاشورا بود. کاروان به سوی وادی شهادت پیش می رفت و عزیزترین کسِ زینب را به آغوش شهادت می سپرد. اما زینب، این چشمه سار اطاعت از خدا و امام، این دریای رضایت و صبر، این اسوه شیفتگی در برابر ولایت و امامت، دمی زبان به گلایه مگشود. نجوای او یکسره سپاس خدا و مهرورزی به امام و دفاع از ولایت بود.

محمّد عابد

منبع :گلبرگ ؛ شهریور 1381، شماره 33

نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۳/۸/٢
بسم رب المنتظر
تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا
آه از جمعه ی بی تو گله داریم آقا

زلـف شـب را به سراپـای سحـر می ریــزم 
تا خود صبح به راه تو قمر مـی ریـــزم

ساحل چشــم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش موج تماشا زده اسـت

جمـعــه را سرمــه کشیدم که مــگر برگـــردی
با همان سیصد و دلتنگ نفر برگــــــــــــــردی

زندگـــی نیست ممــات است، تورا کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هـــــــــــــــم دارد

خیر از جمعه ندیدیم به والعصر قسم
بی تو ما طعنه شنیدیم به والعصر قسم

از دل تنــگ مـــــن آیا خبــری هــم داری ؟
آشنا، پشت سرت مختصری هــــــــم داری؟

لذت درد تــو شـــد مـــزد دعـــای پــــدرم
من به این چشم کشم درد، به جای پــــــدرم

هیچ کس تاب و تب چشم تو را درک نکـرد
هیچکــــــس اشک شب چشم تو را درک نکرد

مــــا کجـــا درد کشیدیم بـــه اندازه ی تــو
روز و شب گریـــــه ندیدیم به انــدازه ی تـــــو

منّتـــی بر سر ما هم بگذاری بـــد نیسـت
آه کم چشــــــم به راهم بگذاری، بد نیست

نگرانم که پس از مردن من برگردی
پای تابوت، سر بردن من برگردی

نکنــــد منتظــــــــر مردن مائـــی آقا ؟
منتظرهات بمیرند میایــــــــی آقــــا ؟

من به جز تو به کسی جان بدهم ممکن نیست
به اجل مهلت جولان بدهم ممکن نیســــــت

به نظر می رسد این فاصله ها کم شدنی سـت
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جـــاده صدای جرســی می آیــد
مژده ای دل که مسیحــا نفسی می آید

چون قرار همـــه با حضرت آقا جمعه است
همه ی دلخوشی هفته ی ما با جمعـه است

منجــــی ما به خداوند قســـم آمدنی است
یوسف گـــــم شده، ای اهل حرم آمدنی است

من شب جمعه قرار تو دلم میخواهد
صبح فرداش کنار تو دلم میخواهد

رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید
عرض کردیم که نبودی سحر طول کشید

ما برای خودمان اینهمه گفتیم بیا
نذر کردیم به پای تو بیافتیم بیا

تا ببینیم تو را تا به کجا باید رفت
شب جمعه نکند کربلا باید رفت

نذر کردیم به هر حال ببینم تو را
کربلا یا دم گودال ببینیم تورا

( صابر خراسانی)
خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا