خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۱/٤/٢

 

ولادت امام حسین(ع)

تنها در جزیره ای افتاده بود. خسته و افسرده.

هفتصد سال از نافرمانی اش می گذشت.

و او همچنان به سزای کارش مجازات می شد.

چه کند این دل گرفته ی گناهکار؟


چشم به لطف الهی دوخته بود اما کو واسطه ای که او را نجات دهد؟

چه کسی می تواند او را از عذاب برهاند؟!

ناگهان بارقه ای از امید همراه خیلی از ملائک از کنارش رد شدند. دلش به تب و تاب افتاد. پیشتاز آن ها جبرئیل بود. ترسان و لرزان سوال کرد: به کجا می روید؟

حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است. مرا فرستاده که او را تبریک گویم. بارقه ای از امید آتشی از شوق در دلش برپاکرد. محمد و خاندانش سلام الله علیهم را می شناخت. همان ها که نور وجودشان قبل از خلقت آفریده شده بود و همان ها که مایه ی مباهات خداوند بودند. همان ها که باعث پذیرش توبه آدم علیه السلام شدند. دل ِشکسته تر از پر و بالش راهی خانه علی و فاطمه(علیهما سلام) کرد. شوری در مدینه برپاست.

زمین با حضور آسمانیان چراغانی شده. بارانی از بهشت می بارد و ملائک فوج فوج به تماشای رخ یار می شتابند و پیام خالق اباالاحرار را به نگین انگشتری پیامبرانش می رسانند."علی نسبت به تو به منزله ی هارون است نسبت به موسی. پسر کوچک او را به اسم پسر کوچک هارون نام که در زبان او است و در زبان تو حسین علیه السلام."

پیامبر چه زیبا قنداقه ی حسین علیه السلام را برگرفته و نجوا می کند":

خداوندا درخواست می کنم از تو به حق دو فرزندم آنچه را در خواست کرد ابراهیم در حق ذریت خود. خداوندا دوست دار ایشان را و دوست دار هر که را دوست می دارد ایشان را و لعنت کن که ایشان را دشمن دارد". 

زهرا (سلام الله علیها)، بانوی خانه علی علیه السلام بر روی دستها پیامبر می بیند آن را قبل از تولد با او سخن می گفت و مونس شب های تنهایی اش می شد. چشم های دلربای حسین علیه السلام دلربا تر از همیشه آهنگ دلدادگی می خواند. گهواره اش تکان می خورد بی آنکه کسی آن را تکان دهد یکی با او سخن می گفت بی آنکه زهرا (سلام الله علیها) او را ببیند.

آری این حسین است که جبرئیل آسمانها بهتر از زمین و زمینیان او را می شناسدش. در محضر جد خود کلاسهای عشق و ایثار و ادب را گذراند و روزی اطعام یتیم و مسکین و اسیر را در محضر مادر و پدر آموخت و در روز مباهله مصداق « ابناءناو ابناءکم» شد. ساعتی در زیر عبای پیامبر مورد خطاب خداوند و بهانه ی آفرینش" سماء مبنیه "بود و ساعتی بر دوش پیامبر. و خانه اش تنها مقصد در راه ماندگان بی بضاعت بود و بارها سفره کرمش سخاوت را متحیر و آسمان دستانش جود و کرم را شرمنده می کرد.

اما... تنها یک مدال باقیمانده بود. قهرمانی دشت کربلا. که آن را هم از آن خود کرد. آن هنگام که دل رحمانیش ظلم و جور را تاب نیاورد و فساد را ریشه کن نهال اسلام دید. امر به معروف را پرچم کاروان نینوایان کرد و با سربازان شش ماهه و نود ساله اش راهی مطاف یار شد.

تا به ما بیاموزد: عشق نشستن و نگاه کردن نیست...

آری عاشق همیشه در تب و تاب جلب رضایت یار است. کشتی نوح هنوز هم در جریان است به ناخدایی خدا محوری که قصد دارد تا انتهای لقاءالله بسرعت براند. آنچه را که می دید معجزه بود یا اتفاق؟! خواب بود یا حقیقت ؟! پرو بالش چون روز اول شده بود. تازه بوی عطر سیب هم گرفته بود.

آری فطرس به حسین بن علی علیه السلام قول داده بود که اگر از عذاب آزاد شد و مورد عفو پروردگارش قرار گرفت تا قیام قیامت سلام دلدادگانش را بر دیده گذاشته و به ارباب برساند ."الوعده وفا" قنداقه حسین علیه السلام به قولش عمل کرده بود و حالا نوبت فطرس بود. پرواز کرد؛ با افتخار، پس از هفتصد سال...  و راهی وطنش؛ آسمان شد.

چرا نشسته ای! فطرس منتظر است برخیز دست بر سینه بگذار و بگو: "السلام علیک یا ابا عبدالله"

.............................................................................

به هر طرف نگری جلوه ی جمال خداست

ادب کنید که میلاد سید الشهداست

گرفته ختم رسل روی دست آینه ای

که در صحیفه ی او صورت خدا پیداست

به مصحف رخ او با وضو نگاه کنید

که نقطه نقطه آن جای بوسه ی زهراست

....................................
میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت،

آقا اباعبدالله الحسین(ع) مبارک باد.

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا