خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۱/٤/۸

اهمیت موضوع و جایگاه فرهنگ (از نگاه رهبر معظم انقلاب)

مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی، اقتدار حقیقی برای کشور را، اقتدار فرهنگی دانسته و انزوای حقیقی را، انزوای فرهنگی مطرح می کنند.

و می فرمایند:« اگر کار فرهنگی بدرستی انجام شود، هیچ عاملی نمی تواند کشور را منزوی کند.» « اگر کار فرهنگی بدرستی انجام شود و بر ذهن و فکر و عاطفه افراد، تأثیرگذار باشد، قطعاً برخی خلاهای احتمالی، در عرصه دیپلماسی و یا ارتباطات تجاری و اقتصادی، پر خواهد شد.»


نکته دیگر آنکه از این فرمایش ایشان و دیگر منویاتشان،  معلوم می گردد عرصه ی فرهنگ گسترده بوده و بر حوزه های سیاست و اقتصاد نیز تاثیر و احاطه دارد.

شکست دشمنان در نبرد سخت و آغاز جنگ نرم (تهاجم فرهنگی)

بعد از پایان جنگ تحمیلی و دفاع جانانه ملت سلحشور و مسلمان ایران در مقابل حملات نظامی صدامیان و جهان استکبار و کفر، و پیروزی ارزشمند و الهی شجره ی طیبه جمهوری اسلامی، دشمنان زخم خورده که در مقابل اراده و عزم علوی و فاطمی امت اسلامی، احساس  ضعف مطلق نموده بودند بر آن شدند تا بگونه ای دیگر و به شکلی مؤثرتر برای ریشه کنی درخت تنومند انقلاب، وارد عرصه شوند.

در همان ابتدای دهه ی1370 که دولتمردان جمهوری اسلامی سخت مشغول سازندگی و بازسازی ویرانی های ناشی از جنگ بودند، رهبر تیزبین، هوشمند و فرزانه انقلاب، به مسئولین و دلسوزان نظام خطر تهاجم گسترده فرهنگی دشمن را گوشزد نمودند.

متأسفانه در آن زمان دغدغه ی همگان، بازسازی و اصلاح ساختار فیزیکی کشور شده بود و کسی بدین رهنمودها و هشدارها توجه لازم را ننمود. این شد که دشمن از فرصت غفلت ما، نهایت سوء استفاده را نموده و تا آنجا که توانست در عرصه ی فرهنگی کشور ایمان، تاخت و تاز نمود. هرچند پیش از این ما با صدور انقلاب ضربات جبران ناپذیری را به پیکره و هیمنه ی فرهنگ استکباری و صهیونیستی وارد ساخته و می نماییم لیکن نمی توان از تبعات و لطمات جبران ناپذیر وارد شده از سوی دشمن گذشت.

نزاع فرهنگیِ دو قطبی در جهان

به هر حال هم اکنون نزاع بزرگ فرهنگ استعمار انگلیسی، استکبار آمریکایی و صهیونیسم اسرائیلی از یک سو، و از سوی دیگر فرهنگ الهی-آرمانی انقلاب اسلامی ایران، در جهان امروز بر کسی پوشیده نیست.

جنگی بزرگ و همه جانبه، که رفته رفته به نبرد تمام باطل در مقابل تمام حق، تبدیل می گردد و دنیا کم کم صف خود را مشخص می کند که با کدام جناح است با جندالله است یا سپاه شیطان. البته این تقسیم بندی چیزی است که قبل از همه، جریان استکباری، بدان معتقد بوده و تلاش دارد تا تمام کشورهای دنیا را، فقط در یکی از این دو جناح قرار دهد.

همانطور که بوش کوچک بعد از حادثه 11سپتامبر از دنیا خواست تا موضع خویش را معلوم نماید که با آمریکاست یا با تروریست ها! منظور این لیدر صهیونیسم مسیحیِ آمریکایی این بود که جهان کنونی دو قطبی است قطب اسلام و قطب امریکایی- اسرائیلی، و کشورهای جهان باید خود را در یکی از این دو قطب قرار دهند. بگذریم که این فرزند ارشد شیطان خود و هم پیمانانش را منجی و حامی بشر می داند و مسلمانان را تروریست و وحشی!

تهدید سرخ، تهدید سبز

در سالهای اخیر که نظام سرمایه داری (که پشت پرده ی آن صبغه ی صهیونیستی داشت) از جنگ سرد علیه ابر قدرت شرقی، فائق آمد و به قول خودشان از تهدید سرخ کمونیستی فارغ گردید، تمام همّت خویش را مصروف تهدید سبز اسلامی- شیعی نمود. تهدید سبزی که از همان ابتدای پیروزی بر شوروی سابق، خود اذعان کردند تهدید اصلی ماست و ما بعد از جنگ سرد، تازه فرصت پیدا کرده ایم تا با دشمن اصلی خود (انقلاب زمینه ساز ظهور عدالت جهانی در ایران) مقابله کنیم.

مطالعه نظرات پژوهشگران و استراتژیست های بزرگ غرب، خصوصاً نظریات فرانسیس فوکویاما و ساموئل هانتینگتون که اساس تصمیمات استراتژیک امریکا را تشکیل می دهد موید این مطلب است. همه ی اینها شیعه را خطر جدی برای آینده غرب استثمارگر می دانند.

و راهکارهای فرهنگی را برای مبارزه با فرهنگ اصیل شیعی مناسب تر تشخیص داده اند (چیزی که زمانی دیگر رهبری فرزانه ایران، هوشیارانه بدان لقب شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و یا تهدید و جنگ نرم را دادند) تا بقول خودشان بتوانند میل مردم را تغییر دهند.

مطرح شدن موضوع مهندسی فرهنگی از سوی رهبری

در سالهای بعد و در دهه 70 و ابتدای نیمه ی اول دهه 80، جریان و ایادی فتنه ی داخلی که طراحان خارجی آن برای موفقیتش امیدها داشتند، با نفوذ به ارکان دولتی نظام سعی داشتند تا این تهاجم نابرابر فرهنگی را، به نفع بیگانگان، تسریع بخشند. در این زمان و در  سال1381بود که رهبر معظم انقلاب، در فضای غفلت و انفعال بعضی از مسئولین نظام، برای مقابله با این هجمه ی همه جانبه ی فرهنگی، موضوع مهندسی فرهنگی را مطرح نمودند.

ایشان شورای عالی انقلاب فرهنگی را، موظف به پیگیری و ترسیم نقشه مهندسی فرهنگی کشور نموده و آن را قرارگاه مقدم فرماندهی در مهندسی فرهنگی جامعه قرار دارند. فرمودند تا عقبه ی فکری آن را نیز مراکز دانشگاهی و حوزوی تشکیل دهند. عقبه ی اجرایی آن را دولت، مجلس، دستگاه قضایی و مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین نمودند.

در سال1384 خطاب به مسئولین گفتند که امروز باید آن نقشه مهندسی فرهنگی روی میز باشد.« الان باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور روی میز آماده باشد؛ و باید روی آن بحث شده باشد؛ کار شده باشد؛ تصمیم گیری شده باشد، نقشه کلان با راهکارها...»

نارضایتی رهبری از عدم پیشرفت و اهمال کاری در موضوع مهندسی فرهنگی

از بیانات بعدی رهبر معظم انقلاب، احساس میشود علی رغم تأکیدات و پیگیری های معظم له، همّت مسئولان و متولیان فرهنگی کشور، نتوانسته است رضایت و توقع ایشان را در پی نداشته است.

«کاری که من در این زمینه، میتوانم بکنم همین کاری است که تا حالا کرده ام، یعنی تشکیل این شورا، و وارد کردن افراد بافکر و باانگیزه، برای تصمیم گیری درباره فرهنگ کشور و کمک قانونی و حیثیتی، و هر چه که لازم است نسبت به این شورا، این کاری است که به عهده من است؛ اما از اینجا به بعدش به عهده شما...

بنده پیش خدای متعال، احتجاج خواهم کرد و به پروردگار خواهم گفت: من بهترین کسانی را که برای این کار می شناختم، در این شورا جمع کردم. شما به خداوند متعال باید جواب بدهید هرچه که فکر می کنید باید پیش خدای متعال گفت آن را بیان کنید و به فکرش باشید.

حالا این را می خواهم به شما عرض بکنم که مسئولیت این شورا به خاطر اهمیت و سنگینی مسئله فرهنگ و علم مسئولیت سنگینی است، منتهی ثقل اکبر در اینجا فرهنگ است، چون هم خودِ علم و آموزش و هم جهت گیری و کیفیت و رویکردهای مختلف آن تحت تأثیر فرهنگ عمومی جامعه است.»

هم اکنون خبرهای دیگری نیز به گوش می رسد حاکی از اینکه ولی فقیه زمان به عنوان نائب حضرت مهدی(عج)، از وضعیت فرهنگی کشور و بسنده کردن مسئولان نظام اسلامی به همین اندازه تلاش و همّت برای اصلاح ساختارهای و زیرساخت های فرهنگ کشور، ناراضی هستند.

این در حالی است که پتانسیل و قدرت مقابله فرهنگ اسلامی- ایرانی ما در برابر ناتوی فرهنگی بیگانگان، مثال زدنی است و این مسئولیت متولیان امر را سنگین تر می نماید که چرا تاکنون از این پتانسیل بالا برای ارتقای فرهنگی جامعه و مقابله با تهاجم فرهنگی استفاده و بهره ی لازم را نبرده اند.

تأکیدات فراوان رهبر معظم انقلاب بر مسئله فوق العاده مهم و استراتژیک فرهنگ و تهاجم فرهنگی، به خاطر هندسه و ساختار نظام جمهوری اسلامی است که براساس اصلاح فرهنگ بنا گردیده و این همان چیزی است که ایشان از قائد بزرگ و مرشد خویش، یعنی بنیانگذار انقلاب حضرت امام خمینی(ره)، درس گرفته اند. ذیلا گوشه ای از افکار آن قائد راحل(ره) را، جهت تذکر و یاد آوری، درج مینماییم.

اهمیت موضوع فرهنگ از دیدگاه امام راحل حضرت خمینی کبیر (قدس سره الشریف)

هر چند برای همگان اهمیت موضوع فرهنگ از منظر امام راحل و عظیم الشأن مان، مسجَل است لیکن من باب تبرک و تیمن چکیده ای از این دیدگاه آسمانی را در کلام ایشان ذکر مینماییم. خطر واقعی، نه حمله نظامی دشمن است و نه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بلکه خطر اصلی، وابستگی فکری به اجانب است.

اساس هویت هر ملتی، فرهنگ است.

آن چه ضامن سلامت هر ملتی می شود، فرهنگ است.

خود باختگی، نتیجه وابستگی فرهنگی است.

اگر ما وابستگی های اقتصادی و نظامی و سیاسی خود را قطع کنیم، اما از نظر فرهنگی همچنان وابسته باشیم، ارزشی ندارد و باز در معرض وابستگی های گوناگون قرار داریم.

اصلاح فرهنگ لازم است، اما این کاری است دراز مدت و مستمر درگذشته این شرق بود که تمدن و فرهنگ خود را به غرب صادرمی کرد. حالا نیز می توان این جریان را دنبال کرد.

......................................................
منبع:
ماهیت واقعی مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ، محمد علی کریمی بندر آبادی، 1389

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا