یا مهدی ادرکنی 

باید دری برای مناجات وا شود

تا درد بی دوای گناهم وا شود

باید کسی که نزد خدا دارد آبرو

وقت سحر به یاد دلم در دعا شود


باید زآبروی خودش خرج من کند

تا واسطه میان من و کبریا شود

بی واسطه خدا، به خدا رد کند مرا

بی واسطه دعای سحر بی بها شود

یابن الحسن! بیا و مرا آبرو بده

تا که دری برای مناجات وا شود

از حق بخواه بگذرد از هرچه کرده ام

تنها خدا به حرف تو از من رضا شود

شام مرا میان قنوت سحر ببر

تا پاک نامه ام ز جرم و خطا شود

ماه مبارک است مبارک ترش نما

تا چشم من به روی شما آشنا شود

باید چه کرد تا که تو از من رضا شوی؟

تا قسمتم سفر به سوی کربلا شود

آنجا که شد به نیزه سرآن بزرگوار

آنجا که قبله دل اهل ولا شود

آنجا که بود زینب پرده نشین اسیر

او شد اسیر تا که کنیز خدا شود

...................................

جواد حیدری

سررسید هیأت محرم تا محرم




یابن الحسن، جمعه, دعای سحر، ماه رمضان, مناجات, جواد حیدری