بسم رب المنتظر

یا علی بن موسی الرضا(ع)

آواز پر جبراییل فضای مدینه را نور باران کرد مهربانی دست نوازش بر سر یاسمن کشید

و لطافت را به او هدیه داد. گام های سبز بهار که در کوچه ها رویید عطر خوش ولادت را

در جانها جاری ساخت و هشتمین قبله که بهانه عشق ورزیدن است آسمان خانه ی

هفتمین امام را روشن کرد. آری دومین پاره ی تن رسول خدا در آغوش طاهره جای گرفت

و در دیده عاشقان ولایت مروارید های شادی روییدن گرفتند.

طلوع زیباى شمس الشموس از مشرق کرامت و رأفت مبارک!


خواستم تا شبی قلم بزنم

خط سرخی بروی غم بزنم

خواستم تا به یاری خورشید

در سیاهی شب قدم بزنم

تا که مخلوط عشق و عقلم را

باز از نو دوباره هم بزنم

مثل هر بار عشق آمد و من

لاجرم حرف از دلم بزنم

حرف دل حرف عشق حرف رضاست

باید از شاه طوس دم بزنم

با دو بال کبوتری وارم

می پرم تا سری حرم بزنم

می پرم تا به ماورا برسم

به حریمی پر از خدا برسم

باز امشب حرم چراغان است

در و دیوار ریسه بندان است

ابرها را ببین که آمده اند

باز وقت نزول بارارن است

ظاهرا باز کعبه می سازند

قبله گاهی که در خراسان است

آسمان با ستاره و ماهش

در زمین مدینه مهمان است

جبرئیل از بهشت آمده و

روی دستش گلاب و قرآن است

نجمه او را بغل گرفته ببین

لبش امشب چقدر خندان است

غرق گلبوسه کرد رویش را

می زند شانه باغ مویش را
......................

سررسید هیات

محرم تا محرم




ولادت امام رضا(ع)، شاه خراسان, شاه طوس، علی بن موسی الرضا(ع), مدینه، مشهد، امام هشتم، دهه کرامت, نجمه مادر امام رضا(ع)، شمس الشموس