شهادت امام رضا(ع)

نیلی ­ترین رنگها بر پیکرش بود

معلوم بود امروز روز آخرش بود


معلوم بود آقای ما را زهر دادند

وقتی که می­آمد عبا روی سرش بود

دستی به پهلوی پر از درد خودش داشت

بر شانه دیوار دست دیگرش بود

دختر ندارد تا که دستش را بگیرد

پس لااقل ای کاش آنجا خواهرش بود

پاشد خودش را جمع کرد، اما زمین خورد

این ضعف خیلی مایه درد سرش بود

اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی است

از بس که دنبال صدای مادرش بود

در حجره بی­فرش خود افتاده بود و

تصویری از گودال در چشم ترش بود

می­گفت یا جدا! چرا خاکت نکردند؟

حتی کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟

...............................

سر رسید هیات محرم تا محرم




شهادت امام رضا(ع), ضامن آهو، باب الحوائج, زهر، مسموم، کفن, آخر صفر، علی بن موسی الرضا(ع)