خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩٢/۱/۱۱

بسم رب المنتظر

چیستی لایه های فرهنگ:

با الهام از تعریف فوق الذکرِ رهبری از مقوله ی فرهنگ، می توان استنتاج نمود که فرهنگ دارای لایه هایی است که جمع این لایه ها شاکله ی فرهنگ را تشکیل می دهد و لایه های رویی فرهنگ نتیجه و خروجی لایه های پایین ترند.

ما برای فرهنگ سه لایه را در نظر می گیریم:


لایه اول که لایه اصلی و زیربنایی خوانده شده، همان نگرش کلی نسبت به هستی و جهان بینی افراد مشمول یک فرهنگ است. این قسمت زیربنای همه نمودها، اتفاقات و رفتارهای فرهنگی یک جامعه را تشکیل می دهد. این بخش را می توان جهان بینی و یا لایه اعتقادات و باورهای فرهنگ نامید.

لایه دوم، لایه ارزش ها و ضد ارزشهای فرهنگ یک جامعه است. وقتی نگاه جامعه نسبت به دنیای پیرامون مشخص گردید بر اساس آن نگرش و جهان بینی یک سری ارزش ها و ضد ارزش ها تعیین می گردند. این خوب یا بد بودن ها، باید ها و نباید ها را می توان ایدئولوژی نامید.

لایه سوم فرهنگ همان نمادها و رفتارهای افراد یک جامعه است که براساس باورها و ارزش ها (و یا همان جهان بینی و ایدئولوژی) شکل می گیرد. لذا خط کشی و محاسبه و مطالعه در لایه ی رفتارها، فقط با شناخت دو لایه ی قبل از آن، توفیق خواهد داشت.

تعریف چشم انداز:

تصویر مطلوب و آرمان قابل دستیابی در یک افق زمانی معین را چشم انداز گویند.

خاصیت چشم انداز، تقویت، پویا سازی و همسوسازی برنامه ها، جریان ها و حرکت های بزرگ فرهنگی، برای نیل به آینده ای روشن و بهتر است. این چشم انداز است که جهت حرکت ها را به سمت افق مطلوب مشخص می نماید.

سند چشم انداز نشانه این است که در یک کشور اولا: اهداف و آرمانهای نهایی مشخص هستند، ثانیا: برای تحقق آنها برنامه ریزی وجود دارد و ثالثا: عزم، اراده، هماهنگی و همدلی ملی برای دستیابی به افق مشخص وجود دارد. بدون چشم انداز برایند حرکت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، به سمت توسعه کشور و  وضعیت مطلوب، نخواهد بود.

تعریف استراتژی، راهبرد و راهکار:

اندیشه ی متعالی، بلند و  راهگشایی را که ما باید در جهت حرکت به سمت آرمان، بدان توجه داشته باشیم، استراتژی می گویند. در حقیقت استراتژی همان راه حل اساسی و کلی است؛ مسیر و بزرگراه اصلی تحقق آرمان هاست. بر مبنای استراتژی، راهبردها معین می‌گردند و بر اساس راهبردها، راهکارها مشخص می‌شوند. در حقیقت راهکارها و راهبردها در طول استراتژی تعریف می گردند. بنابراین در مهندسی فرهنگی بین واژه های استراتژی، راهبرد و راهکار تفاوت هایی وجود دارد که در فرایند اجرای مهندسی فرهنگی به جایگاه هرکدام خواهیم پرداخت.

اهداف مهندسی فرهنگی:

در باب اهداف مهندسی فرهنگی، ذیلا گلچینی از نظرات ارائه شده را می آوریم:

-تقویت رفتارها و باورهای صحیح فرهنگی جامعه

- زدودن اضافات و خرافات و آسیبها از لایه های متفاوت فرهنگ

- افزایش سطح علم، بصیرت و معرفت عمومی، پرورش فکر و اندیشه و علم و فهم  برای تحقق و استقرار فرهنگ برتر در تمامی سطوح جامعه

-تقویت بنیانهای فرهنگ جامعه برای حفظ فرهنگ بومی در نبرد و تهاجم فرهنگ های بیگانه

- حفظ و ارتقای سطوح و لایه های فرهنگ و افزایش توان آن برای گفتگوی موفق و تبادل فرهنگی با فرهنگ دیگر جوامع و ملل

-ایجاد نظم، هدفمند کردن، جلوگیری از هدررفت استعدادها و امکانات و انسجام همه دستگاه های دولتی و جریان های غیر دولتی اعم از دستگاه ها و جریان های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای رسیدن به یک فرهنگ برتر  یا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب: نظارت، مدیریت، دقت در برنامه‌ریزی و شناخت درست از واقعیات

-الگو سازی فرهنگی و صدور فرهنگ انقلابی اسلامی ایران در سطح کشورهای اسلامی و جهان، برای ایجاد دنیایی با فرهنگ الهی و قدسی

گامهای اساسی در مهندسی فرهنگی

نیل به وضعیت آرمانی و مطلوب فرایند خاص خود را می طلبد؛ فرایندی که با هوشمندی و جدیت و در عین حال با توکل به ذات اقدس الهی و نیز توسل به نبی مکرم اسلام و خاندان پاکش(علیهم السلام) مقدور خواهد بود. در مهندسی فرهنگی برای رسیدن به وضعیت مطلوب و تحقق آرمان ها ، سه گام اساسی تعریف می‌گردد:

گام اول مهندسی فرهنگ،

گام دوم مهندسی فرهنگی

و گام سوم مدیریت فرهنگی.

در ادامه مطالب، با توجه به تشابه الفاظِ (مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی) باید در تفاوت گسترده یِ معنایی آن ها دقت نمود تا ان شاءالله مفهوم واقعی، منتقل گردد.  

گام اول: مهندسی فرهنگ

فرهنگ کشور به یک نظم و جهت‌گیری و جهت‌یابی و انسجام بخش‌های گوناگون دولتی و غیردولتی در باب فرهنگ احتیاج دارد.                                  (مقام معظم رهبری 1381)

در این مرحله با توجه به اینکه عبارت مهندسی فرهنگ، یک ترکیب مضاف و مضاف الیه ی بوده و متعلق این ترکیب اضافی خود فرهنگ می باشد؛ فرهنگ موضوع مهندسی قرار می‌گیرد. بدین معنی که ما باید ابتدا خود فرهنگ را مهندسی نمائیم؛ جهت های اصلی خود فرهنگ را تعیین نماییم.

مقوله ی فرهنگ، مقوله‌ ای غیرقابل اداره و غیر قابل مدیریت نیست؛ مقوله‌یی رها و خود رو که نباید سر به سرش گذاشت و وارد آن شد؛ نیست. لذا بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان می‌دهد تنظیم کرد.

این کار همان مهندسی فرهنگ نظام جمهوری اسلامی است. (تذکر: باز یادآور می شویم که به تفاوت لفظ مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی توجه داشته باشیم. در این مقاله ما در مورد مهندسی فرهنگ که گام اول فرایند مهندسی فرهنگی است صحبت می کنیم.)

نتیجه اینکه فرهنگ را می توان مدیریت کرد و در مسیر صحیح، بدان جهت داد. البته نه لازم است و نه جایز که یک نظارت خشن و کنترل دقیق بر روی فرهنگ داشته باشیم، اصلاً رشد فرهنگی با ابتکار و آزادگی و آزادی و میدان دادن به اراده ها میسر می گردد، اما نمی توان آن اراده ها را رها هم نمود تا هرطور که پیش آمد، مسیر خود را به جلو ببرند.

منظور اینست که در موضوع قابلیت فرهنگ برای مهندسی، نه باید افراط نمود بدین معنا که مثلا اعتقاد داشته باشیم فرایند تغییرات کلان فرهنگی را باید کاملا در انحصار و کنترل خود داشته باشیم و نه باید تفریط نمود؛ مثلا باورمان این باشد که فرهنگ مقوله ای است پیچیده که اراده ما برای تعیین سرنوشت آینده ی فرهنگی خود، اصلا محلی از اعراب ندارد؛ این رودخانه ی خروشان هرجا که اراده اش حکم کند ماهیان را با خود می برد یا به سوی بیابانی خشک و یا سمت اقیانوسی بزرگ. این دو تفسیر هیچ کدام پذیرفته نیست.

رهبر معظم انقلاب در سال 1382 فرمودند:

«در مقابل، تفکر افراطی دیگری وجود دارد که آن سختگیری خشن و نظارت کنترل آمیز بسیار دقیق است. این تفکر هم به همان اندازه غلط است. نه می شود فرهنگ را در جامعه رها کرد که هر چه پیش آمد، پیش بیاید نه می شود آن طور سختگیری های غلطی را که نه ممکن است و نه مفید، الگو قرار داد...

در قبال هجمه ای که امروز وجود دارد،  نمی شود بیکار نشست و نظارت را از دست داد. بایستی با دقت مراقب رفتار و حرکت فرهنگی جامعه بود و برای آن برنامه ریزی کرد. این یکی از مهمترین وظایف حکومت است و حق بزرگی است که مردم بر گردن حکومت دارند.»

لذا اعتقاد ما در بخش مهندسی فرهنگ اینست که « فرهنگ ملی را می شود به مرور در طول زمان تغییر داد، یعنی مثل کوه های عالم که در قرنهای متمادی جا به جا نمی شوند، جزو ثوابت نیست.» (مقام معظم رهبری 1383) و باید با طراحی هوشمندانه، جریان فرهنگ ساز جامعه را به سمت اهداف مورد نظر هدایت نمود.

.........................................

منبع:

ماهیت واقعی مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی، محمد علی کریمی بندر آبادی، 1389

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا