خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩٢/٢/٥

بسم رب المنتظر

شهید سید علی اندرزگو

زندگی و مبارزات شهید سید علی اندرزگو

شامگاه هیجدهم ماه مبارک سال 1316 ه.ش(1357ه.ق) بود که در یکی از محلات جنوب شهر تهران، به دنیا آمد و به دلیل تقارن او با شهادت امیرمؤمنان، نامش را علی نهادند.


شهید اندرزگو پس از پایان تحصیلات ابتدایی، از آنجا که شاهد زحمات طاقت فرسای پدر برای تأمین معاش خانواده بود، برای یاری رساندن به او و کمک به اقتصاد خانواده، درس را رها کرد و نزد برادرش، سید حسن، که در بازار تهران نجاری داشت، مشغول کار شد و حدود ده سال، این کار را ادامه داد.

پس از ورود به شاخه نظامی هیئت های مؤتلفه از این شغل دست کشید و تا پایان عمر، مهم ترین اشتغال او مبارزه و فعالیت برای سرنگونی رژیم ستمشاهی بود.

از آنجا که او پیوسته می خواست ارتباط خود را با مردم حفظ کند و در عین حال زندگی مخفی داشته باشد، به فراخور محیط و مرتبطین، به شغل هایی چون فروش انگشتر و تسبیح، فروش داروهای سنتی، بساز و بفروشی، فرش فروشی، مرغ و تخم مرغ فروشی و امثال اینها هم اشتغال داشت.

شهید اندرزگو

از آنجا که شهید اندرزگو و در نهایت پنهانکاری به فعالیت مبارزاتی می پرداخت و به فراخور ظرفیت کسی که در این طریق، همراهش بود، فقط گوشه ای از فعالیت های گسترده خود را با او در میان می گذاشت، هر کسی که ادعا کند از کم و کیف فعالیت های سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی وی آگاهی دارد، ادعایی بی اساس کرده است.

اساسا شیوه بسیار دقیق و سنجیده شهید بود که سبب شد دستگاه اهریمنی ساواک با تمام امکانات و هزینه های گزافی که در راه شناسایی و دستگیری او مصرف کرد، برای سال ها ناکام و سردرگم بماند و درست در لحظه ای که به دستگیری او اطمینان می یافت، به خانه تخلیه شده او روبرو می شد.

سید علی نسبت به فداییان اسلام و شهید نواب صفوی، ارادتی خاص داشت و در جریان مبارزات آنها قرار داشت.

از سوی دیگر دارای روحیه شدید مذهبی و ظلم ستیزی بود و به همین دلیل پس از شهادت نواب صفوی، پیوسته بر مزار او حاضر می شد و شهادت وی، روحش را به شدت آزرده و کینه شاه و وابستگان او را در دلش دو چندان کرده بود. وی با وارد شدن به شاخه نظامی هیئت‌های مؤتلفه، از شغل خود دست کشید و تا پایان عمر مهمترین اشتغال او مبارزه و فعالیت برای سرنگونی رژیم ستمشاهی بود.

سید علی اندرزگو

در همین دوران سید علی با شهید صفارهرندی و شهید بخارایی آشنا شده و با آنان ارتباطی تشکیلاتی برقرار کرد و به عنوان رابط بخارایی، صفارهرندی و نیک‌نژاد با شهید صادق امانی وارد عمل شد و در شاخه نظامی به فعالیت پرداخت.

تصمیم اعدام انقلابی حسنعلی منصور (نخست‌وزیر) در کمیته مرکزی، پس از اخذ فتوا از آیت الله میلانی انجام شد؛ در پی این اقدام بخارایی دستگیر ‌شد اما در بازجویی‌ها لب باز نکرد.  

از طریق پدر و مادر بخارایی، دوستان نزدیک او شناسایی شده و سرانجام نیک‌نژاد و صفارهرندی نیز دستگیر ‌شدند و در بازجویی‌های فنی و در زیر شکنجه‌های شدید رژیم ستمشاهی، نام حاج صادق امانی و شهید سیدعلی اندرزگو نیز مطرح ‌شد.

دستور دستگیری امانی و اندرزگو را شاه، شخصاً صادر کرد. دستور مستقیم شاه، نیروهای اطلاعاتی ساواک و شهربانی را برآن داشت تا همه ترفندهای معمول و غیر معمول را به کار گیرند تا شاید به موفقیتی نایل شوند. سیدعلی چون حلقه محاصره را تنگ دید و تمام یاران و همرزمانش را در چنگال رژیم ستمشاهی در سیاه چال‌ها اسیر یافت، پس از مدتی که به طور مخفی زندگی کرد با طرحی ماهرانه به عراق رفت اما پس از توقفی چند ماهه به ایران بازگشت.

با پیگیری‌های کمیته مشترک ضد خرابکاری تلفن یکی از مرتبطان اندرزگو کنترل شد. به آدرس وی در مشهد دست یافتند و متوجه ‌شدند این بار سید علی با نام مستعار جوادی، به فعالیت پرداخته است. بالاخره کمیته اوین از چگونگی فعالیت‌های او مطلع ‌شد و دستور داده ‌شد که تحقیقات کافی است و او را دستگیرکنند تا از طریق وی بقیه افراد شناسایی شوند. شهید سید علی اندرزگو، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در منزل دوستش رجبعلی طاهر افشار احیا گرفته بود و در لیلة ‌القدر از صمیم دل، دعای «اللهم اجعل قتلا ًفی سبیلک»را زمزمه کرد.

شهید رمضان

نزدیکی‌های افطار روز نوزدهم، تیم‌های عملیاتی ساواک در مسیر راه سید علی اندرزگو کمین کرده و مقدمات دستگیری او را فراهم کردند. شهید اندرزگو به دوستان و همرزمانش بارها گفته بود که من زنده به دست ساواک نخواهم افتاد و اینچنین هم شد. با حرکتی موجبات تیراندازی مأموران را فراهم کرد و صدها تیر به طرف او شلیک ‌شد. تعداد زیادی گلوله در بدن او نشست و شهید سید علی اندرزگو با تنی خسته از مبارزات دلیرانه در راه اعتلای اسلام با زبان روزه به ملاقات خدای خویش شتافت.

.....................................

منبع : راسخون - ماهنامه شاهد یاران، شماره 24

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا