خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩٢/٢/٢٤

بسم رب المنتظر

عصر امام هادی(علیه السلام) عصر مهدویت گرایی

عصر امام هادی(علیه السلام) عصر مهدویت گرایی

زمانی که امام هادی (علیه السلام) متولد شد و پس از امام جواد (علیه السلام) ولایت و امامت امت را به دست گرفت، تفکر مهدویت به شدت در جامعه رو به افزایش بود. این مسئله اختصاصی به شیعیان و علویان نداشت.


از آن جایی که عباسیان خود از بنی هاشم بودند و تفکراتی مشابه تا عصر آغازین عباسی داشتند و بر این باور بودند که در زمانه ای، جور و ظلم و بی عدالتی افزایش می یابد و از نسل نهم امام حسین (علیه السلام) شخصی همنام و هم کنیه حضرت پیامبر، زاده می شود و به عنوان مهدی امت، حکومت جهان را در دست می گیرد و نظام عدالت محور ولایی را ایجاد می کند. این تفکر در میان اهل سنت نیز بخاطر وجود روایات بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وجود داشت.

در برخی از روایات، از امامی قریشی یاد می شد و در برخی دیگر نیز از امامی هاشمی نسب سخن به میان می آمد. در برخی دیگر تصریح به فرزندی از فرزندان حسین(علیه السلام) شده بود و این که او فرزند حسن(علیه السلام) است. ترکیب حسن و حسین در برخی از روایات گول زننده و از مقوله متشابهات بود. مراد از حسن در این روایات حسن فرزند امام حسین(علیه السلام) بود ولی برخی بر این باور شدند که مراد، فرزندی از فرزندان امام حسن(علیه السلام) است.

به هر حال آن چه ثابت بود و کسی درباره آن تشکیک نمی کرد مسئله ظهور امامی قریشی و هاشمی بود که در هنگام ظلم و جور قیام می کند و جامعه جهانی را در عدالت مدیریت می کند و ظلم را ریشه کن می سازد و در آن زمان همه گنج های زمین آشکار می شود و مردم آسایش و آرامش را در زمین تجربه می کنند. این همان حکومت صالحان است که خداوند در قرآن بدان وعده داده و تفکر عصر طلایی را در آینده در اذهان مسلمانان پرورانده است.

تلاش عباسیان برای انحصار تفکر مهدویت

شیعیان و پیروان اهل بیت(علیه السلام) از ائمه به ویژه از امام باقر و امام صادق و امام رضا(علیه السلام) روایات بسیاری به خاطر داشتند که نظام ولایی مهدوی و حکومت عدالت محور وی را مطرح می کرد. آنان به امید ظهور و تولد آن حضرت روز شماری می کردند. هر چه به نسل نهم از فرزندان امام حسین(علیه السلام) نزدیک می شدند این تفکر تشدید می شد.

در گذشته عباسیان برای این که مسئله را مدیریت کنند کوشیدند یکی از خلفای خویش را به نام المهدی غالب کنند و به مردم بباورانند که مهدی از عباسیان و از همین نظام خلافت سلطنتی است؛ چه آنان هم قریشی هستند و هم هاشمی نسب می باشند و این که خلافت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در اختیار آنان قرار گرفت خود بیانگر آن است که مهدی از نسل آنان است و همین حکومت و نظام است که روزی جهانی می شود.

در عصر هارون الرشید حکومتی نیمه جهانی آن روز تشکیل شده بود و همه در زیر خلافت عباسی زندگی می کردند پس بعید نمی بود که امام مهدی از همین حکومت و خاندان، زمام امور را به دست می گیرد و جهان را مدیریت می کند. با شکست این تفکر در میان عباسیان به ویژه با فعالیت های امام موسی الکاظم و امام رضا(علیه السلام) و در تقابل قرار گرفتن نظام ولایی و نظام خلافت سلطنتی، تفکر ناب شیعی در زمینه ظهور و بروز کرد.

روند رو به رشد تفکر مهدویت در جامعه آن روز که ظلم و ستم در آن بیداد می کرد، موجب شد تا خلافت سلطنتی عباسی در برابر چالش قرار گیرد. اگر تفکر نظام ولایی که امام رضا آن را مطرح ساخت و به صورت عملی آن را در برابر خلافت عباسی قرار داد به نوعی مشروعیت سیاسی و دینی حکومت خلافت سلطنتی را تضعیف کرده بود، تفکر مهدویت به نوعی دیگر این مشروعیت را سست و بی بنیاد می کرد.

اگر مردم در انتظار زاده شدن مهدی موعود و حکومت و خلافت وی باشند، این به معنای عدم مشروعیت نظام کنونی است که با عنوان خلافت سلطنتی از سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسئله قریشی بودن در رأس قدرت قرار گرفته بود.

حال اگر آن حضرت از میان بنی هاشم و آن نیز از تیره علوی است پس حکومت عباسی به زودی زوال می یابد و به جای آن حکومت علویان به شکل جهانی برپا می شود. حضور این تفکر که به معنی چیزی جز عدم مشروعیت نظام کنونی نبود. افزون بر این که تفکر مهدوی بیان می کند که آن حضرت در زمان اوج ظلم و ستم به قدرت می رسد اگر این گونه است باید گفت که دولت عباسی دولت ظلم است چون بر پایه روایات، آن حضرت به زودی زاده خواهد شد. آنان این گونه تفسیر و تبیین می کردند که زادن آن حضرت به معنای برپایی حکومت علوی و نفی سلطه هرگونه حکومت دیگری است که به عنوان حکومت جور و باطل مطرح می باشد.

تقابل عباسیان با تفکر مهدویت

عباسیان نمی توانستند با تفکر مهدویت از بنیاد مخالفت کنند؛ زیرا زمان زیادی برپایه آن مردم را به دور حکومت خویش گرد آورده بودند. همان گونه که آنان نمی توانستند فضیلت و برتری و حقانیت امام علی(علیه السلام) را نفی کنند و یا از امام حسین(علیه السلام) و قیام عاشورایی سخنی به میان نیاورند؛ زیرا حکومت را به عنوان انتقام از قاتلان آن حضرت و دست یابی هاشمیان به حق خود شروع کرده بودند.

اکنون همین تفکر خود عاملی مهم در عدم مشروعیت دینی و سیاسی آنان شده بود. اگر تفکر مهدویت راست است که هست می بایست آنان نظام جور و باطل باشند. بنابراین می بایست به گونه ای جلوی تحقق نظام ولایی و حتی زاده شدن آن گوهر یگانه دهر را بگیرند. از این رو همانند فرعون خواستند تا موسایی به دنیا نیاید که حکومت فرعونی ایشان را نابود سازد.

هراس بنی عباس از وجود امام هادی(علیه السلام)

بازداشت خانگی حضرت امام هادی(علیه السلام) و فرزندش امام حسن عسکری(علیه السلام) برای مهار تفکر مهدوی انجام نشد بلکه برای این صورت گرفت که هرگونه تحرکی را که نوید پدید آمدن کودکی می داد از میان بردارند. آنان خود به این مسئله آگاه بودند که حضرت مهدی(علیه السلام) فرزندی هاشمی و از فرزندان امام حسین(علیه السلام) است.

از آن جایی که پس از امام جواد(علیه السلام) تنها امام هادی(علیه السلام) بود که از این موقعیت برخوردار بود و لذا او را به سامره می برند. سر من رای (سامره) در آن روزگار پادگان نظامی بود و عباسیان هر چند قدرتی نداشتند و امیران ترک و ایرانی بودند که در عمل حکومت می کردند ولی تفکر مهدویت به شدت همه را هراسان کرده بود.

امام هادی(علیه السلام) با تشدید تفکر مهدویت، در عمل نظام خلافت سلطنتی را به چالش می خواند و نظام ولایی را تبلیغ می کرد. آن حضرت(علیه السلام) اگر هم سخن نمی گفت ولی وجود او خود فریاد بلندی بود که نظام ولایی را تأیید و نظام خلافت سلطنتی را تهدید می کرد.

منبع: سایت راسخون

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا