خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩٠/٩/٦

       محرم و عاشورا

   گام اول: ما اهل کوفه نیستیم...؟

وقتی درخم آخرین کوچه پیچید حتی یک نفر پشت سرش نبود, یک نفر از آن 30000 نویسنده نامه... اشک در چشمانش حلقه زد,

  امام حسین(ع) مهمان کدام شهر و کدامین مردمان بود؟

  امام حاضر ما مهمان کدامین خانه است؟

  راستی ما اهل کجائیم؟


     گام دوم: کل ارض کربلا...

 تا نام سرزمین را شنید دستور توقف داد, آنجا همان وعده گاه الهی بود.

 کربلا! براستی زمین من و تو کجاست؟ وعده من و تو کجا؟ آیا به زمین و زمان است یا هر کجا که عشق فرا می خواند؟ اینک عشق تو را خوانده و تو سلاح انتظار بر دوش داری؟
 
      گام سوم: عطش  

تشنگی نه فقط امتحان بود, نشانه بود, هر که عطشناک تر عاشق تر... تا تشنه نباشی بر تو معرفت نمی نوشانند. تا ابراز خضوع نکنی بدرگاه حق جایگاهت نمی دهند. تا خاک نشوی به خدا نمیرسی.   
تا درد را نیابی و تا امام را طلب نکنی...

                
              طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک
                          چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

  گام چهارم: بازگشت

صدای رسایش در گوش ها طنین افکند: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

و او آزاده بود... آمده بود تا به پای امام حسین(ع) بیافتد امام آزاده تر از آن بود که نبخشد.

حرً برای اولین بار طعم شیرین سایه ی ولایت را چشید...

ماچه زمانی این طعم شیرین را می چشیم؟

ماچه زمانی لایق بخشش امام هستیم؟

برای علمدار بودن اول باید حرٌ بود! اول باید توبه کنان جلو آمد, توبه ای نصوح! توبه ای برای بازگشت به خود! تا مبین وجودت طلا شود!

      گام پنجم: علمدار

پرچم ها که بالا میروند علمداری می طلبد. سالهاست که مردی تنهاست, علمداری می طلبد که دلش به تشگی فرات باشد, وسعت دیدش به وسعت نگاه خونین علمدار حسین(ع) و وفایش به جوانمردی دستان چون قرآن به زمین افتاده عباس!
    
      گام ششم: بگو یا علی

فقط 6 ماه نفس کشیدن در هوای حسین(ع) بیتابش کرده بود.

با نگاه هایش پدر را می سوزاند...پدر من هم هستم... من هم هستم... یارکوچک تو... اما چقدربزرگ بود... امام یارانش را به سن و سال گزینش نمی کند, درمسلک امام یگانه را به گزینش افراد معرفت  است, علی آنقدر زیبا پذیرفته شد که حتی خونش به زمین بازنگشت, از آن زمان سرخی غروبهای تمام جمعه های من و تو فضای دیگری دارد.
چه تلمیح زیبایی است که نام آخرین فدایی حسین(ع) به نام اولین فدایی پیامبر است!

سه پسر, سه سرنوشت و یک نام...

یکی برروی سر پدر, یکی برسینه ی پدر و آخرین بازمانده, صبور حسین(ع) که سالها درد عاشورا را بر دوش کشید تا قلب مردمان را بنام حسین(ع) زنده بدارد!

                                             همه به نام یکی!

آری علی(ع)! مظلوم ترین حقیقت جاری عالم!
باید علی وار بود تا دینی جدید یاری شود.
میگویند: امام که بیاید گویی دین جدید عرضه می شود. ما چقدر به حقیقت علی (ع) نزدیکیم تا فرزند علی(ع) را یاری کنیم؟

       گام هفتم: عشق   

این تنها ترین, زیبا ترین و کامل ترین نامی است که می توان برحسین(ع) نهاد!

عشق!

پروانه سالهاست که در انتظار انتقام خون به ناحق ریخته عشق,خود را به شمع می زند و می سوزد! گواه این سوزش صبح و شام اوست که خون می گرید.

ما از عشق چگونه یاد می کنیم؟

عشق برای من و تو فقط سیه پوشی است؟ فقط چند روز آن هم به تجمل و ریا.


اف برما که زمان مارا باخود برده است وخون حسین(ع) هم چنان می جوشد!
اف برما اگر صدای « هل من ناصر..»اش را از زبان فرزندش نشنویم.
اف برما اگر جمعه ها به ندبه فراخوانیمش بی آن که سایر روزهای هفته او را بیاد نیاوریم.


      گام هشتم: اسارت

باید ایستاد و محکم بود, باید غم را زنجیر کرد و عشق را فریاد! باید عاشقی را اثبات کرد. زینب(س), بزرگترین مبلّغ فرهنگی عاشورا بود! زینب(س) غم عشق را به سینه کشید و پای بر زمین کوبید و راست قامت به دل دشمن رفت تا خون حسین(ع) را زنده کند. زینب(س) برای من و تو قصد دلدادگی نیست حقیقت دلدادگی است. برسر در هیآت ها و کاروان های بسیاری نام دلدادگی حک شده، اما کدام کاروان اسیر به سوی حقیقت قدم می گذارد؟


      گام نهم: سه ساله

خرابه شام در آن شب تاریک شاهد نجوایی عاشقانه بود تا برای همه تاریخ برای تمام منتظران حجتی آشکار بیاورد. اکنون حجت بر من و تو تمام است:انتظار, فدایی میخواهد!

       گام دهم: عاشورا

اگر از بی وفایان پیمانه جدا کردی و به ندای عشق پاسخ گفتی, آن گاه درد عشق را لمس خواهی کرد و عطشت باران خواهد بود برتوبه نصوح آزادگی است, پس علمدار باش و قربانی عشق شو تا عاشورا را لمس کنی! به وسعت همه تاریخ عاشورا گسترده است.
اینک امام تو را فرا می خواند تعلل نکن! تعلل نکن! این همه که گفتم درس من و توست!

                                                                                     درس انتظار تا ظهور...
                                                                                    اللهم عجل لولیک الفرج

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا