بسم رب المنتظر

عید قربان

کاش قربانی شود این نفس در این روز عید

تا بخوانم من دعا بهر فرج با صد امید


من خیالم پر کشد تا عید قربان دگر

عشقبازان می دهند دیدار رویت را نوید

با خیالم در کنار کعبه غوغا می کنم

گر بیایی شهر شب را می کنی یک سر سپید

ساده می گویم که محتاجم به نیمی از نگاه

کز سر لطفت به روی قلب تاریکم چکید

"ف.ح"




قربان, شعر عید قربان, عید، عید قربان، عید سعید قربان، کعبه، مکه, قربانی، قربانی نفس