بسم رب المنتظر

فاطمیه


آری صدای آه گاهی گوشه دار است

آثار قلبی سوخته از روزگار است

باید میان شعله ها سینه سپر کرد

در این دیاری که چنین قحطی یار است

خاک دو عالم بر سر اهل مدینه

زهرا به امداد علی مرکب سوار است

هرکس که می خواهد بداند فاطمه کیست؟

خون در و دیوار نقش اقتدار است

باید به خون غلطید در حفظ ولایت

ورنه ولایت محوری تنها شعار است

داغ دو دست بسته سنگین تر ز سیلی ست

باور کنی این مرد صاحب ذوالفقار است

نفرین به آن مسمار و هر کس که لگد زد

بنگر چگونه مادر ما بی قرار است

سادات خون گریند تا روز قیامت

زین گفته ام سری نهفته آشکار است

تا فضه آمد دید بار شیشه افتاد

فریاد زد نامرد بی بی ... است

تاریخ هم مانده چه پاسخ گوید این حرف

آخر چرا زهرای اطهر بی مزار است

قاسم نعمتی




فاطمه کیست؟, ولایت محوری،حفظ ولایت, مسمار، فضه، مادر بی حرم, صاحب ذوالفقار،قاسم نعمتی