خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤

قلم‌فرسایی در مورد واقعه تاریخی بسیار مهم و تاثیرگذاری همچون واقعه غدیر، قلمی توانا و فکری خلاق می‌طلبد تا بتواند ذره‌ذره‌ی آن لحظات شگرف را بر کویر تشنه جانهای مشتاقان ولایت بنوشاند.

خطبه غدیر از زبان بزرگ‌مردی قرائت می‌شود که « ما ینطق عن الهوی ان هو الا یوحی»، و آنچنان حوادث قبل و بعد از خطبه، شفاف و رساست که جای هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای برای انسان‌های حق‌طلب در ولایت امیرمؤمنان علی(ع) و یازده امام پس از وی نمی‌گذارد.


اما آنچه جای بسی تاسف و تحیر دارد، نه تلاش مذبوحانه‌ی دشمنان قسم‌خورده اسلام جهت کم‌رنگ جلوه دادن این واقعه عظیم تاریخی و نه تحریفات تاریخی و تأویل‌های باطل برخی از گروه‌های مسلمانان است، بلکه بی‌تفاوتی و گاه سهل‌انگاری برخی از ما شیعیان آن مولای مظلوم است که به سادگی از این رستخیز مهم تاریخی عبور می‌کنیم و سال‌ها، غدیر مظلومانه و غریبانه در مقابل چشمان ما می‌آید و می‌گذرد و ما هنوز اندر خم یک کوچه از عمق واقعه غدیریم و شاید حتی بسیاری از ما از جزئیات و چگونگی رخداد این واقعه و حوادث قبل و بعد از آن و حتی متن زیبای خطبه پیامبر مکرم اسلام بی‌اطلاع باشیم، از این رو این نوشتار کوتاه، تلاشی است هر چند ناچیز در پرده برگرفتن از جزئیات و پشت صحنه‌های این واقعه و رخداد مهم تاریخی.

گام اول: از مدینه تا خانه خدا

در سال دهم هجرت، پیامبر گرامی اسلام برای اولین بار و به طور رسمی اعلان عمومی حج دادند و آن را به عنوان حجه‌الوداع مطرح کردند تا خاطره‌ی اولین و آخرین حج حضرت در ذهن‌ها برای همیشه نقش بندد.

پس از دستور رسول مکرم اسلام و اطلاع‌رسانی منادیان، مردم اطراف مکه و شهرهای یمن و سایر نقاط به مکه سرازیر گردیدند تا جزئیات احکام حج را شخصاً از رسول خدا فراگیرند. جمعیتی حدود یک صد و بیست هزار نفر در مراسم حج شرکت جستند که فقط هفتاد هزار نفر از آنان از مدینه بودند. کاروان بزرگ پیامبر(ص) به همراهی اهل بیت حضرت از جمله فاطمه زهرا (س)، حسنین و سایر فرزندان و نیز همسران حضرت، روز بیست و پنجم ذی‌القعده از مدینه حرکت کرده و با رسیدن به مسجد شجره احرام بستند. در طول مسیر از مناطق مختلف از جمله « ابوا » محل دفن پیکر مطهر مادر پیغمبر (ص) گذر کردند و روز سه‌شنبه پنجم ذی‌الحجه وارد مکه شدند. همزمان با ورود کاروان پیامبر(ص)، امیرمؤمنان که جهت مأموریتی با لشگرش به نجران و یمن رفته بود به دستور حضرت وارد مکه گردید.

گام دوم: انتقال علم و ودایع انبیاء به امیرمؤمنان

پس از انجام اعمال حج و ذکر واجبات و مستحبات آن توسط رسول خدا، در عرفات دستور الهی مبنی بر میراث انبیاء به امیرمؤمنان(ع) با این عبارت نازل شد:

« نبوت تو به پایان رسیده و روزگارت کامل شده است. اسم اعظم و شمار علم و میراث انبیاء را به علی‌بن‌ابیطالب بسپار که او اولین مؤمن است. من زمین را بدون عالمی که اطاعت من و ولایتم با او شناخته شود و حجت بعد از پیامبرم باشد رها نخواهم کرد.»

بدین‌ترتیب میراث شش‌هزار ساله انبیاء از جمله صحف آدم و نوح و ابراهیم و تورات و انجیل و عصای موسی و انگشترسلیمان و سایر میراث‌های ارجمندی که نزد حجج الهی و اوصیای ایشان دست به دست گشته بود و اکنون نزد رسول خدا بود، طی مجلسی خصوصی که پیامبر ترتیب دادند به آن حضرت منتقل شد.

این ودایع که از امیرمؤمنان به امامان منتقل شد اکنون در دست باکفایت آخرین حجت الهی، حضرت بقیه‌ا... می‌باشد.

گام سوم: لقبی که غضب شد!

پیامبر(ص) در اولین خطبه خود در منی، درباره امنیت اجتماعی در حال ایراد سخنرانی فرمودند که حضرت علی(ع) سخنان حضرت را برای مردم تکرار می‌کردند تا آنان که دورتر بودند بشنوند.

در این خطبه که در واقع زمینه‌سازی خطبه غدیر بود به مردم فرمودند که مبادا بعد از او اختلاف کنند و بر روی یکدیگر شمشیر بکشند! و تصریح فرمودند: « اگر من نباشم علی‌بن‌ابیطالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد» و سپس حدیث ثقلین را بر لسان مبارک جاری فرمودند و اشاره‌ای داشتند به اینکه عده‌ای از همین اصحاب او روز قیامت به جهنم برده می‌شوند.

در مکه و پیش از حرکت به سوی غدیر، جبرئیل لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی‌بن‌ابیطالب (ع) از جانب الهی آورد. (لازم به ذکر است تاکنون این لقب تنها به آن حضرت تعلق داشته است و حتی زمانی که یکی از اصحاب ائمه (ع) از امام عصر خویش سوال می‌کند: آیا اگر مهدی را ملاقات کردم با او به عنوان امیرالمؤمنین سلام بدهم؟ حضرت می‌فرمایند: نه! این لقب حقی است که خداوند تنها به حضرت علی (ع) اختصاص داده است).

بلافاصله پس از آمدن وحی، پیامبر اکرم (ص) دستور دادند تا بزرگان اصحاب جمع شوند و طی مراسم خاصی نزد علی(ع) بروند و به عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام کنند و بدین ‌وسیله در زمان حیات خود از آنان اقرار بر امیر بودن علی(ع) گرفت تا جایی که در برابر اعتراض ابوبکر و عمر مبنی بر این سوال که: آیا این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ غضبناک شده فرمودند: این حقی از طرف خدا و رسولش است! خداوند این دستور را به من داده است. چه خوب به سخن پیامبر گوش فرا دادند که فرمود: بدانید که امیرالمؤمنین جز این برادرم نیست. بدانید امیرالمؤمنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست! تنها اندک زمانی پس از وفات حضرت این لقب توسط خلفا غصب شد!.

گام چهارم: همه به غدیر بیایند به جز معلولان

با اینکه از رسول خدا انتظار آن بود که پس از سال‌ها دوری از وطن و در اولین و آخرین سفر حجشان، مدتی در مکه بمانند اما بلافاصله پس از اتمام حج، به منادی خود« بلال» دستور دادند تا به همه اعلان کند: فردا کسی به جز معلولان نباید باقی بماند و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در« غدیر خم» حاضر باشند. منطقه غدیر بیابانی باز و وسیع و در مسیر سیلاب « وادی جحفه » بود و محل افتراق اهل مدینه و مصر و عراق و نجد به حساب می‌آمد. در این مسیر آبگیرهای طبیعی به وجود آمده بود که در طول سال به عنوان ذخایر آبی شناخته شده و اصطلاحاً به آن «غدیر» می‌گفتند. با رسیدن به این مکان به دستور رسول خدا منادی ندا داد: همه مردم متوقف شوند و آنان که پیش رفته باز گردند و آنان که پشت سر هستند توقف کنند. شدت گرما آنچنان سوزنده بود که مردم و حتی پیامبر اسلام (ص) گوشه‌ای از لباس خود را بر سر انداخته و گوشه‌ای از آن را زیر پا قرار داده بودند و عده‌ای از شدت گرما، عبای خود را به پایشان پیچیده بودند. در کنار غدیر خم درختان کهن‌سال وجود داشت که به امر رسول خدا جهت سخنرانی بی‌نظیر غدیر، زیر آن درختان را از خار و خاشاک پاک شده و منبری بر فراز سنگ‌های آن از رواندازهای شتران و سایر مرکب‌ها فراهم شد.

گام پنجم: پیامبر(ص) و امیر مومنان (ع) بر فراز منبر

پس از اقامه نماز ظهر، پیامبر بر بالای منبر رفته و حضرت علی(ع) یک پله پائین‌تر از ایشان در طرف راست حضرت قرار گرفتند. حضرت پس از مقدمه ‌چینی درباره ولایت حضرت علی (ع) چنین فرمودند: « باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمی‌کند مگر این کسی که من دست او را می‌گیرم و بلند می‌کنم و بازویش را گرفته و او را بالا می‌برم» سپس چنین کرد و دست‌های هردویشان به سوی آسمان قرار گرفته و چنان دستان امیرمؤمنان را بالا گرفتند تا آن که سفیدی زیربغل‌هایشان را که تا آن روز دیده نشده بود، دیده شد و در آن حال فرمودند: «هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم، این علی مولی و صاحب‌اختیار اوست»

آنگاه به جمعیت فرمودند تا با این عبارات با حضرت بیعت کنند چرا که بیعت گرفتن از تک‌تک افراد آن جمعیت انبوه کاری بس دشوار بود و آن عبارات این بود: ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی‌بن‌ابیطالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می‌کنیم و به آن راضی هستیم و با قلب و جان و زبان و دلمان با تو بر این امر بیعت می‌کنیم و .... پیداست که القاء کردن این کلمات برای این بوده تا هر کس به شکل خاصی برای خود اقرار نکند.

گام ششم: بیعت مردان و زنان

پس از خطبه مردم به سوی آن دو حضرت هجوم آورده و با ایشان به عنوان بیعت دست می‌دادند. برای رسمیت بخشیدن به این مسئله، پیامبر دستور دادند دو خیمه یکی برای ایشان و دیگری برای حضرت علی(ع) برپا شود. پس از آن مردم دسته‌دسته نخست در خیمه پیامبر(ص) و سپس در خیمه امیرمؤمنان حضور یافته و با عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام کرده و بیعت نمودند و این برنامه تا سه روز ادامه داشت. از اولین کسانی که در غدیر با حضرت بیعت کرده و زودتر از همه پیمان شکستند ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر بودند. حتی عمر با این عبارت به وی تبریک گفت: افتخار برایت باد گوارایت باد ای پسر ابی‌طالب! خوشا به حالت ای ابا الحسن! اکنون مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمنی شده‌ای! و حتی زنان با قرار دادن دست‌هایشان در ظرف آبی که در وسط آن پرده کشیده بودند و در سوی دیگر دستان مبارک مولای متقیان در آن قرار داشت با حضرت بیعت کردند.

گام هفتم: تاج افتخار بر سر امیرمؤمنان و شعر غدیر

پیامبر در روز غدیر عبای خود را که «سحاب» نام داشت به عنوان تاج افتخاری بر سر حضرت علی(ع) قرار داده و فرمودند: عمامه تاج عرب است.  در گوشه‌ای دیگر از مراسم غدیر حسان‌ بن‌ثابت با کسب اجازه از رسول خدا شعری را که درباره واقع غدیر سروده بود برای حضار قرائت کرد و شور دیگری به جمعیت بخشید.

گام هشتم: ظهور جبرئیل

همه مردم مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کناری ایستاده بود و چنین گفت: به خدا قسم! روزی همانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسرعمویش را مؤکد نمود و برای او پیمان بست که جز کافر به خداوند و رسولش آن را بر هم نمی‌زند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند! در این جا عمر نزد پیامبر آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت: نه! حضرت فرمود: او روح‌الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی که اگر چنین کنی خدا و رسول وملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود!

گام نهم: معجزه‌ی غدیر، امضای الهی

در آخرین ساعات از روز سوم، حارث با دوازده نفر از یارانش نزد پیامبر آمد و گفت: ای محمد! سه سوال از تو دارم آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آوردی یا از پیش خودت گفتی؟

آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگارت آورده‌ای یا از پیش خود گفته‌ای؟

آیا این علی‌بن‌ابیطالب که گفتی« من کنت مولاه فهذا علی مولا» از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی؟

حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند: خداوند به من وحی کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان‌کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه خدا خبری را اعلان نمی‌کنم.

حارث گفت: خدایا! اگر آنچه محمد می‌گوید حق و از جانب توست، سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست! برخی می‌گویند گفت: شعله‌ای از آتش بر ما فرست! همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی را از آسمان بر سر او فرستاد و در همان جا هلاک گردید و برخی می‌گویند ابر غلیظی ظاهر شد و صاعقه‌ای رخ داد و آتشی فرود آمد و همه آن دوازده نفر را سوزانید.

بعد از این جریان آیه: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» « لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ ......» نازل شد.

پیامبر(ص) به اصحابش فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری! پس از این اقرار به مردم فرمودند: خوشا به حال کسی که ولایت او را بپذیرد و وای بر کسی که با او دشمنی کند!

گام دهم: ایام الولایه

پس از سه روز، مراسم پایان یافت و آن روزها به عنوان« ایام الولایه» در ذهن‌ها نقش بست.
گروه‌ها و قبایل عربی هر کدام به شهر و دیار خود برگشتند و خبر واقعه غدیر به سرعت در شهرها منتشر شد.
 
سند خطبه :

واقعه غدیر با داشتن بیش از یکصد و بیست هزار شنونده و راوی مستقیم یا قول 110 صحابی و 84 نفر از تابعین و نقل 360 محدث و مورخ ثبت شده است و حتی برخی معتقدند به تواتر حدیث غدیر که از آن جمله برخی علمای اهل سنت همچون:محمد علی قاری حنفی، جمال‌الدین عطاءا... بن فضل ا... شیرازی، تستری و ابن‌کثیر دمشقی را می‌توان نام برد.

با مهدی (عج) در غدیر

پیامبر معظم اسلام در بخش‌هایی از خطبه غدیر به معرفی امام مهدی (عج) می‌پردازند که نشان‌دهنده اهمیت این مساله و پیوند ناگسستنی آن با غدیر است. تداوم امامت و ختم آن به حضرت حجت که از نسل مولای متقیان می‌باشند مسئله‌ای است که حضرت بارها در خطبه به آن تاکید فرموده‌اند.
در اینجا گذری بر بیانات زیبای پیامبر مکرم اسلام(ص) در مورد آخرین ذخیره الهی داریم.ایشان پس از ذکر آنکه امامان از نسل علی(ع) هستند چنین می‌فرمایند: آگاه باشید همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

هشدار که اوست انتقام‌گیرنده از ستمکاران!
هشدار که اوست فاتح دژها و منهدم‌کننده آنها ......
هشدار که اوست خونخواه تمام اولیاء خدا ......
هشدار که اوست وارث دانش‌ها و حاکم بر ادراک‌ها ....

هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می‌گوید و آیات و نشانه‌های او را برپا می‌کند. بدانید! همانا اوست بالیده و استوار.
آگاه باشید که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده‌اند.
آگاه باشید که اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.

منبع: 1. گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر، محمد باقر انصاری.
2. بر کرانه غدیر ،اداره کل امور فرهنگی دانشگاه یزد. 

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا