بسم رب المنتظر

صدای پای بهاران می آید. صبا در گوش گل نوای سروش می خواند. سروها به احترام قدومش قیام کرده اند و لاله ها قنوت نیایش می خوانند.

بوی باران پیچیده در قلب عالم. پنجره ها به نور گشوده شده اند. شبنم اشک؛ شادمانه چهره ی گل را شست و آفتاب به تبرک دستی بر سر شاخه کشید. عشق و ایمان شفاف تر شدند و خاک بوی افلاک گرفت. دستان هستی برای بیعت با بهار بالا آمدند و بانوی مهر به اجتماع شکوفه ها و بلبلان لبخند زد.

منادی می خواند:


ای آنان که از غدیر بازمانده اید پیش آیید.

پیام الهی که رسید، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خطبه خواند. تمام هستی چشم به ماه پار ه ای دوخته اند؛ که بر تخت امامت تکیه زده است.

سرود نبوی جان ها را لبریز از شور کرد:" ای امت من! ای شیعیان! این کودک ذخیره انبیاء الهی است. او عزیز ما و تمام آسمانیان است. با او بیعت کنید که او جان من است. خدایا وال من والاه ..."

نوای هستی ساز شد و ربیع، گلباران شور و شعف. آری بهار آمد برای ستیز با سردی و خمودی. بهار آمد با چشمه و گلزار و پروانه؛ با ایمان و امید و با لبخندی مهربان بر گوشه ی لبان زندگی!

همه یک صدا خواندند: " السلام علیک یا ربیع الانام و نضره الایام "

سلام بر تو ای بهار مردمان؛ سلام بر تو ای سر سبزی دوران؛ سلام بر تو ای جان عالم، ای آینه ی تمام نمای همه ی آیینه ها، تو ای نبض پنهان هستی! بخ بخ یا مولای.  

ای بهار عشق، آغاز فصل سبز امامت، فصل زیبای شکفتن،

بر منتظران چشم به راهت؛ مبارک.




ربیع الانام, ذخیره انبیاء الهی, 9 ربیع الاول, بهار منتظران