خانواده بهشتی
آقاجان فصلها را به امید دیدار تو، یکی پس از دیگری سپری می کنیم.
نویسنده: خانواده بهشتی - ۱۳٩۱/٢/۳

اگر بخواهیم از تربیت مهدوی صحبت کنیم باید با مباحث مفهوم شناسی آشنا شویم بعد وارد حوزه های کاربردی شویم.

در ابتدا از مواجه یک فرد با دین می خواهیم صحبت کنیم. که چه اتفاقی در مواجه با دین در این فرد می افتد؟ چگونه یک نفر دیندار یا بی دین می شود؟ انسان از کودکی با یک سری شناخت ها آشنا می شود.


بطور کلی ما با جهان خارج 3 نوع ارتباط داریم:

1- طبیعی

2- شناختی یا معرفتی

3- رابطه عاطفی ما با جهان بیرون.

اولین رابطه کودک با جهان خارج :

1- طبیعی 2- کم کم رابطه شناختی به وجود می آید 3- گریه کردن، خندیدن (رابطه عاطفی) انسان که بالغ بر عواطف و اندوخته هایش افزوده شد. اگر این احساس در او به وجود آمد که می تواند از عهده کارهایش برآید. دیگر نیازی به دین، خدا و... ندارد. این در ادبیات دینی احساس کاذب می باشد.

اگر احساس استغنا بکند، اساساّ هیچ گاه دیندار نمی شود.

اگر دیندار شود: 1- منافق می شود 2- از دین برمی گردد 3- به دین آسیب می رساند.

اگر احساس کمبود کند که داشته ها، سرمایه های او فایده ای ندارد، یک نوع فقر را احساس می کند در این هنگام احساس نیاز به دین در او ایجاد می شود. مثل هنگامی که انسان به مرگ نزدیک می شود بالاترین احساس فقر را می کند و متوجه خدا میشود و احساس استغنا از او جدا می شود.

در نتیجه، ریشه بی دینی در احساس استغنا کاذب فرد می باشد و ریشه دینداری در احساس فقر می باشد.

جریان تحول چگونه در زندگی انسان ایجاد می شود؟ میزان با پیغمبر آورده می شود. پیامبر می آید و می گوید جوری که شما زندگی می کنید درست نیست.

اولین کار پیامبر، آسیب شناسی و دومین کار ویژه پیامبر اینکه راهکار اصلاحی میدهد. روشهایی که پیامبر می داند، جایگزین روشهای ناپسند گذشته میشد. سبک زندگی دینی مطابق با فطرت ما می باشد  و سبک زندگی غیر دینی در تضاد با فطرت ما می باشد. انسان به هر روشی نمی تواند زندگی کند، باید کارهایی که هماهنگ فطرتش را انجام میدهد.

مشکل تربیت غیر دینی این است که هم به ما ضرر میزند و هم به آنچه باید به آن برسیم ما را نمیرساند.

دین چیزی نیست که همیشه با ما باشد و انسان تا آخر عمر مؤمن باشد. دین یک ماهیت سیال است باید حفظ شود و تا زمانی ما مسلمان هستیم که به شیوه های دین عمل کنیم. مسلمان کسی است که تسلیم اراده الهی باشد و به آن عمل کند. وقتی عمل نکند، هیچ فرقی با غیر مسلمان ندارد.

نگاه جدید به مسأله انتظار با توجه به تربیت مهدوی: ما فکر می کنیم همه انسانهایی که در عصر غیبت هستند منتظرند. انتظار یک کیفیت خاصی از زندگی در عصر غیبت میباشد.

بزرگترین مشکل در زمان غیبت این است که انسانها هویت دینی دارند اما سبک زندگی آنها دینی نمی باشد.

زندگی ایده آل در عصر غیبت با انتظار محقق می شود وقتی که انتظار ما متناسب با شیوه زندگی دینی باشد.

دین 3 لایه دارد:

1- همان چیزی که خدا به پیامبر(ص) داده خالص و ناب می باشد.

2- شرح و تفاسیر علما از دین می باشد. ممکن است چیزهایی بگویند که در دین مورد اول نباشد.

3- همینی که که در دست من و شما می باشد(دین عمومی) ما چون اساساّ تشنگی نداشتیم و این موهبت به ما رسیده نمی توانیم این را درک کنیم و دین ما تقلیدی است. مسأله اساسی این است که این تشنگی را در خود تقویت کنیم. من عاقلانه تصمیم می گیرم که این دین را انتخاب کنیم و به آن عمل کنیم.

دو سبک زندگی داریم که با دین فرق دارد:1- سنتی 2- مدرن.  مشکلی که هست این است که ما یا درون سبک سنتی هستیم یا مدرن که باعث می شود که دیندار نشویم و با دین در تعارض باشیم.

یک عقلانیت داریم که نگاه کلی ما را شکل می دهد. در غرب تنوع زندگی فوق العاده می باشد چرا این اتفاق افتاده ؟ چون فکر می کنند در یک بازه زمانی محدود می توانند زندگی کنند و بعد از آن چیزی ندارد. بنابراین تا می توانند باید لذت ببرند. ولی در شرق، مسلمانان فکر می کنند که این زندگی گذرا می باشد و باید برای بعد ذخیره کنند، بنابراین به تنوع زیادی احتیاج ندارند.  

                                                               گزیده ای از سخنان استاد آیین

خانواده بهشتی
بسم رب المنتظر حرکت در جهت تشکیل خانواده های مهدوی و تبدیل خانه ها به کانون محبان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر هجوم همه جانبه فرهنگی دشمن، امری لازم و بسیار مهم است که در صورت تحقق، تحولی عظیم و جهانی را به دنبال خواهد داشت. ان شالله- افتخارات: بهترین نوشتار اینترنتی مهدوی در جشنواره رسانه های دیجیتال مهدویت
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ابزار پرش به بالا