دیدار با امام زمان قبل از شهادت

وقتی به مناسبتی اهتمام یکی از همسنگرانش را به قرائت زیارت جامعه کبیره می بیند؛ راز برکات قرائت این زیارتنامه عظیم را جستجو می کند و در ایام ماه مبارک رمضان فرصتی را در مسجد امام حسن عسکری (ع) دزفول می یابد و درس اخلاق آیت الله مشکینی را از طریق ویدئو بر گوش جان می نشاند...

آن روز کلام این عالم فرزانه و بویژه فراز پایانی آن در خصوص مداومت بر قرائت این زیارت بر دلش می نشیند و تصمیم می گیرد هر شب سه شنبه با توجه به اینکه نامه عمل شیعیان بر امام عصر(عج) عرضه می شود؛ او نیز با خواندن زیارت جامعه کبیره توسلی به آن بزرگوار داشته باشد...

پس از مدتی هر هفته به نیت یکی از چهارده معصوم این زیارتنامه را با عشق عجیبی زمزمه می کند و این طریق عاشقی را تا بعد از عملیات کربلای 4 در سال 65 ادامه می دهد تا اینکه...

شب سه شنبه بود و همرزمان واحد دیده بانی توپخانه لشکر 7 حضرت ولی عصر(عج) در کنار هم در خرمشهر می گفتند و می شنیدند و شاید از رزم خویش و خاطرات گذشته سخن می راندند؛ اما «سید رضا» را بی قراری عجیبی فرا گرفته بود؛ آخِر، موعد قرار عاشقی بود و معشوق منتظر! و قرار وصال یار در ساعت 11 هر سه شنبه شب، امضا شده بود؛ او آن شب خود را از «صادق الوعد» ی دور می دید...

هر چه بود گذشت؛ و گفت و شنود همسنگران به انتها رسید و خواب شیرین چشمان همه را ربود، جز «سید رضا» که با دلی غمگین عذر تقصیر به پیشگاه یار برد که مولای من! «سزاوار نبود و از ادب بدور بود که با این برادران اینگونه رفتار نمایم و از میان جمعشان برخیزم »(1)

صد تکبیر مقدمه زیارت جامعه کبیره را سر داد که ناگاه چشمانش بسته شد و پرده کنار رفت و دید آنچه را که باید می دید...

شهید والامقام سید رضا پور موسوی

«متوجه شدم که به حالت دو زانو در برابر آقا و سرور و مولای بزرگواری با قامتی رشید و دیبائی لطیف و درخشان بر تن، نشسته‌ام و تعدادی با لباس ساده نظامی که سه نفر سمت راست آن بزرگوار و سه نفر سمت چپ برگرد آن حضرت به حالت دو زانو نشسته بودند که آن سیّد جلیل القدر به من خطاب نمود که: سیّد ناراحت نشو، همین کسانی که تو با آنان همنشین می‌باشی من هم با تعدادی از ایشان همنشین می‌باشم، بعد از گفتاری چند با آن عزیزجان متوجه شدم که سیّد ما و مولای ما و امام ما حضرت حجه بن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فدا است.

بعد از چند لحظه دیدم پرده جلو آمد و چشم هایم باز گردید. با حالت تضرع و ابتهال و زاری و گریان در حالی که قابل وصف برایم نبود و در پوست خویش نمی‌گنجیدم زیارت جامعه را خواندم...» (2)

آن شب گذشت و راز سر به مُهر دلدادگی «سید» به امامش برای هیچکس گشوده نشد اما بعدها...

«سید رضا پور موسوی» در سومین روز از بهار سال 1367

در عملیات والفجر 10 بهاری شد و زمستان فراقش را به دوستانش هدیه کرد...

....................................

پانوشت:
1و2 : متن دست نوشته های به جا مانده از شهید
بخش فرهنگ پایداری تبیان

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا (صبر و بصیرت)

سلام بهتون تبریک میگم وبلاگ بسیار زیبایی دارید اجرکم عند الشهدا ممنون از حضورتون بازم تشریف بیارید یاعلی مدد

محمدصادق

سلام خیلی جالب بود از اینکه به ما سر زدید ممنونم یارب نظر تو برنگردد یاعلی و التماس دعا

ف

امام صادق (عليه‌ السلام): صَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَاسْتَخِرِ اللهَ، فَوَاللهِ ما اسْتَخارَ اللهَ مُسلِمٌ إلّا خارَ لَهُ البَتَّةَ. دو رکعت نماز بخوان و از خدا طلب خیر کن؛ زیرا سوگند به خدا که هيچ مسلمانى از خدا طلب خير نكند، مگر آن‌كه قطعاً خداوند برای او خير قرار می‌دهد.

کوثر

مهدی، غریب و بی کس است جان مولا معصیت دیگر بس است ما ز خود مولای خود را رانده ایم از امام خویش غافل مانده ایم از دعا بهر فرج غافل شدیم سخت مشغول ره باطل شدیم [گل] اللّهم عجّل لولیک الفرج [گل]

کوثر

ما منتظر آخرین سردار… او منتظر آخرین سرباز… [گل] اللّهم عجّل لولیک الفرج [گل]

sara

امام خامنه اي : زندگى ائمه (عليهم‏السّلام) را، ما بايد به عنوان درس و اسوه فرا بگيريم؛ نه فقط به عنوان خاطره‏هاى شكوهمند و ارزنده.

نرگس

دیودونه: "هالیوود در اندیشه استقرار فرهنگی نوین بر تمام جهان است" http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=8042

گروه تواشیح معراج النبی بابل

سلام علیکم: بدی کردیم، خوبی یادمان رفت / ز دلها لای روبی یادمان رفت به ویلای شمالی خو گرفتیم / شهیدان جنوبی یادمان رفت . . . شادی روح شهدا صلوات [لبخند]

saa

رسیده عید و دلها شاد و خرم همه در فکر دیدارند با هم همه آماده اند سفره بچینند به فکر سفره های هفت سین اند منم در سفره دارم هفت سین را ولی توأم شده با داغ زهرا بود سین نخستین سیلی کین ببین بر سفره سین دومم را که سویی نیست در چشمان زهرا بگویم سین سوم تا بسوزی که مادر سوخت بین کینه توزی از این ماتم دل حیدر غمین است که سین چهارمم سقط جنین است به روی سفره سین پنجم این است سر سجاده اش زینب حزین است شده سفره پر از اشک شبانه ششم سین مانده سوت و کور خانه چه گویم ای عزیز از سین آخر بود آن سینه ی مجروح مادر............ اللهم عجل لولیک الفرج

محفل یا لثارات الحسین (ع) زنجان

سلام خدا قوت ممنون که به نگار خانه ما سر زدید. وب پر باری دارید.به وب یالثاراتی ها هم سر بزنید و در صورت تمایل به تبادل لینک اطلاع بدید. "یا رب مبادا دست حیدر بسته باشد" یالثاراتی باشید علی مدد بی حد و عدد